|
روستای بیرواس ( بیدرواز ) ثبت رسمی در ستاد ساماندهی پایگاههای الکترونیکی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره وبلاگ ای وطن ! / آن روز با تو بودم / امروز بی توام / آن روز که با تو بودم / بی تو بودم / امروز که بی توام با توام ! با عرض سلام و ادب خدمت تمامی اهالی روستای بیدرواز ( بیرواس ) . خواهشمندم جهت شناساندن روستای خویش ما را یاری فرمائید. با تشکر آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان دوشنبه 18 دی 1391 :: 13:06 :: نويسنده : berwas
بر اساس آمارهای ارائه شده از سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن سالهای 1345 و 1355 وضعیت امکانات و خدمات مردم در روستاهای اصلی قبل از آوارگی مشخص است، اهالی روستاهای هانی گرمله ، بیدرواز و کیمنه امکانات و خدمات مختلف موجود در روستاهای اصلی خود را قبل از جنگ نسبت به موقعیتی زمانی آن دوره و نسبت به مناطق همجوار خویش مناسب و مطلوب توصیف نمودهاند، بطوریکه اکثریت آنها وجود لولهکشی آب، برق(از ساعت 19 الی 24)، مسجد، فروشگاه تعاونی، مدرسه[سطوح ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان]، خانه بهداشت، جاده، پاسگاه، شبکه فاضلاب، حمام، مسجد تابستانی، آسیاب آبی، خانه انصاف، دفترخانه ازدواج و طلاق، انجمن روستا، نانوایی عمومی، پارچه فروشی، حلاجی، نساجی، جاجیم بافی، رنگ رزی، خیاطی، نمد بافی، مسگری، نجاری، تکیه(خانقاه)، سرکشی اکیپهای پزشکی و ... را از جمله خدمات و امکانات منطقه بیان نمودهاند. بسیاری از اهالی این روستا ها اذعان نموده اند که در گذشته از لحاظ امکانات و خدمات اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، و تا حدودی بهداشتی و ... این منطقه نسبت به جاهای دیگر بسیار پیشرفته بوده و قابل قیاس با سایر مناطق نبوده است و بیشتر آن را به دلیل توجه دولت به مردم مناطق مرزنشین دانسته و عدهای نیز این وضعیت را به تلاش و پیگیری و مشارکت و همکاری خود روستائیان نسبت دادهاند. یکی از روستائیان میگوید« ما لب مرز بودیم و این امر باعث شده بود که ما از امکانات دو کشور؛ هم کشور خودمان و هم کشور همسایه(عراق)استفاده کنیم. معمولاً محصولات اضافی صنایعدستی(مانند چوخ و رانک، جانماز، نمد، حتی در و پنجره و ...)، دامداری(مانند پشم و کره و دوغ و ...)باغداری(مانند گردو، انگور و ...)را به همسایهها میفروختیم(به عراق). مثلاً گردو و انگور زیادی داشتیم؛ که روستاییان با کاروان آنها را به عراق میبردند و با گندم و حبوبات عوض میکردند یا با پول معاوضه و مایحتاج زندگی خود را تأمین میکردند. مردم ما مردمی فعال بودند و از طریق دامداری و باغداری و کاسبی از نعمات و امکانات دو کشور استفاده میکردیم؛ ما معمولاً از وسایل درجه یک دو کشور استفاده میکردیم مثلاً از برنج صدری ایران و قند بلژیکی که از عراق میآمد استفاده میکردیم. معمولاً یکی دو هزار گردو میبردیم میفروختیم و با پولش آنچه لازم داشتیم میخریدیم». بدین ترتیب آنچه واضح و مبرهن است اینکه این مناطق قبل از آواره شدن به نسبت سایر روستاهای همجوار خود از انواع و اقسام امکانات و خدمات استفاده نمودهاند و وضعیت آنها بسیار بهتر و قابل قیاس با سایر مناطق نبوده، بر این اساس نیز بیشتر روستائیان رضایت نسبی خود را از آن وضعیت بیان نمودهاند. |
||
|
|