برای بستن ESC را بزنید

روستای های هانی گرمله ، کیمنه و بیدرواز ( بیرواس ) در دوران جنگ

 روستاهای هانی­گرمله، کیمنه و بیدرواز در دوران جنگ:

همزمان با شروع جنگ تحمیلی بسیاری از روستاهای مرزی شهرستان به دلیل در تیر­رس بودن آتش توپخانه عراق تخریب شده و ساکنین این روستاها مجبور به ترک روستاهای خود و سکونت در دیگر مناطق شهرستان و حتی شهرستانهای همجوار مانند مریوان، روانسر و جوانرود، شدند؛ حتی در بعضی موارد طی چندین نوبت مجبور به تغییر محل سکونت خود شده­اند. به این ترتیب از دست دادن خانه و کاشانه، منابع درآمد، و از همه مهمتر غم و اندوه آوارگی باعث تحمیل نمودن فشارهای بسیاری بر روستاییان جنگزده گردید. روستاهای هانی­گرمله، کیمنه و بیدرواز نیز از جمله روستاهایی بودند که با چنین وضعیتی مواجه گردیدند.

اهالی 3 روستای مذکور بصورت متناوب در خلال سالهای 58 ، 59 و 60 مجبور به ترک روستاهای خود شده­اند، بعد از پایان جنگ و به دلیل اطمینان از عدم کسب اجازه بازگشت به روستاهای اصلی خود، در فواصل سالهای 65 الی 75 بطور متناوب شروع به ساخت مسکن و اسکان تقریباً دائمی در سطح شهرستانهای پاوه و مریوان نمودند. بطوریکه بر اساس مشاهدات و تحقیق بعمل آمده از سوی صباح مرادی؛ با توجه به اظهارات پاسخگویان در آن تحقیق می­توان گفت که از مجموع اهالی روستاهای مذکور«53 درصد در شهر پاوه، 32 درصد در شهر مریوان و بقیه بطور پراکنده در روستاهای پاوه، مریوان و شهر روانسر، ساکن بوده­اند». (مرادی، 1376: 185). در مدت آوارگی که اهالی روستاهای مذکور در سایر مناطق شهرستان و شهرستانهای همجوار سکونت داشته­اند اکثر روستاییان با کسب مجوز بصورت موقت به روستای اصلی خود سرکشی می­کردند.

در این مدت مردم روستاهای مذکور طی نامه­ها و درخواست­های مکرر به مسئولین در سطح شهرستان و استان و حتی در سطوح کلان کشوری؛ خواهان بازگشت به روستاها و موطن اصلی خود بودند، لیکن ظاهراً به دلیل سیاسی، نظامی، امنیتی و ... درخواست های ایشان مورد پذیرش واقع نگردید تا اینکه در سال 1374 طرح شهرک شرام برای ادغام و تجمیع هر سه روستا در محل شهرک ارائه گردید[1].

 


[1] تا زمان ارائه طرح شهرک شرام هیچگونه مجوزی جهت بازگشت دائم روستاییان به روستاهای اصلی خود صادر نشده بود .

berwas 0
1063

درباره کلمه " بیرواس " !

 مطلب ذیل جهت اطلاع بازدید کنندگان محترم در وبلاگ درج گردیده است .

به گفته ی مورخان ( بیر ، بیرواس ) در زمان ( لولویی ها ) جزء سرزمین ( زاموا ، کردستان عراق کنونی و سلیمانیه و حلبچه و خورمال و...) و در زمان اسکندر مقدونی آبادان و مرکز فرمانروایی بوده است.

فصلنامه فرهنگی/ ادبی/ اجتماعی زریبار/ سال ۱۱/ شماره ی ۶۴/ تابستان ۸۶

به نقل از وبلاگ زیر :

http://hamzehberwasi.blogfa.com

کانی کانی !!!

 کانی


هه ر كاتی ده كه ومه بیری

وه كو روژانی جوانی

بو ساریژی زامه كانم

به ته نیا دیمه سه ر كانی

زوخاوی دل هه ل ده ریژم بو ورده شه پوله كانی

ئه م به سته یه بو ده خوینم به لاوه ك یا به گورانی

كانی كانی تو جیژوانی پریه كانی

تو ئایونه ی ئاسمانی

خونی جه رگی چیا سه خت و به ر زه كانی

خوزگا ئه وه ی من ده ی زانم توش بیزانی

كانی كانی

ده زانی بو زور دی مه لات؟

چون له لای تو به جی ماون جی پی كانی

کانی کانی!!!

برگرفته از شعر کردی با ترجمه فارسی - پی سی سیتی 

چشمه


هر زمانی بیادش می افتم 

همچو روزگار جوانی 

برای تسكین زخمهایم 

تنهایی به سر چشمه می روم 

درد دلم رو به دست موجهای كوچكش می سپارم 

این شعر رو براش با دكلمه یا با آواز می خوانم 

ای چشمه :تو میعادگاه فرشتگانی 

تو آینه آسمانی 

خون دل كوههای سخت و مرتفع هستی 

ای چشمه : كاش آن چیزهای كه من می دانم تو هم می دانستی 

چون جای پاهاش پیش تو به جا مانده 

ای چشمه !!!

برگرفته از شعر کردی با ترجمه فارسی - پی سی سیتی

چگونگی آوارگی و وضعیت رضایت از زندگی قبل از آوارگی در روستای بیدرواز ( بیرواس )

چگونگی آوارگی و وضعیت رضایت از زندگی قبل از آوارگی در روستای بیدرواز ( بیرواس ):

آنچنان که پیداست مردم روستای بیدرواز ( بیرواس ) بصورت متناوب در فاصله زمانی بین سالهای 1358 لغایت 1360 مجبور به ترک محل سکونت خود شده­اند. روستاییان دلایل مختلفی را برای آوارگی خود ذکر کرده­اند که از جملۀ آنها می­توان مواردی مانند شروع جنگ تحمیلی ، ادامه تحصیل ، نا امن شدن منطقه، وجود گروهکهای معارض و نیروهای مختلف در سطح منطقه و ... را نام برد. یکی از اهالی دلیل آوارگی روستاییان را اینچنین بیان نموده است: «شاید اصلی­ترین دلیل و نقطه عطف آن شروع جنگ ایران و عراق بوده باشد. اما دلایلی دیگر در این میان دخیل بوده­اند مانند: قطع باغ­های روستا، مین­گذاری باغ­ها و بیشتر مراتع روستاها به وسعت زیاد و بدون نقشه نظامی، درگیری گروههای معارض، درگیری گروههای معارض دولت عراق و توپ باران روستاها به بهانه­ی تعقیب آن­ها و ایجاد نا­امنی، تخریب امکانات بهداشتی درمانگاه، مدارس، برق و ... .»

براین اساس می­توان گفت مردم روستا هیچگونه اختیاری در ترک محل سکونت خود نداشته­اند و به دلیل اجبار ناشی از جنگ تحمیلی و ناامنی منطقه ترک وطن نموده و در استانها و شهرستانهای مجاور محل سکونت خود سکنی گزیده­اند. طی بررسی بعمل آمده اکثریت روستاییان با توجه به توجیهات و دلایل گوناگون مطرح شده، از زندگی در زادگاه اصلی خود بسیار راضی بوده­ و عشق و علاقۀ فراوانی به زندگی در زادگاه اصلی خود داشته­اند و اندک افرادی نیز که رضایت خود را بصورت نسبی بیان داشته­اند؛ بیشتر به کمبود نسبی امکانات و خدمات رفاهی توجه نموده­اند، و غیر از این مورد هیچگونه دلیل و یا علت اصلی به عنوان دافعۀ روستای اصلی مطرح نشده است.

همچنان که اشاره گردید، اکثریت قریب به­اتفاق روستائیان از سکونت در محل زادگاه اصلی خود اعلام رضایت نموده­اند و توجیه و دلایل مختلفی برای این رضایت خود بیان داشته­اند. در این زمینه می­توان به سه عامل اصلی زیر توجه نمود:

1- توجیهات اجتماعی، فرهنگی، روحیات و خلقیات مردم، و عشق و علاقه به زادگاه: در این زمینه؛ توجه به قناعت در فرهنگ مردم، همکاری و مشارکت مردم، مساوات و برابری در میان مردم، مهر و محبت زیاد، صداقت، آرامش روانی، احساس گرمای محبت در کنار والدین و خویشاوندان بودن، عدم وجود غرض و غرض­کاری و کینه­توزی، آشنایی مردم با هم و وجود روابط خویشاوندی، داشتن زندگی شرافتمندانه، داشتن احساس هویت، عجین شدن زادگاه با روح و فطرت و خون روستاییان و ... از جمله موارد مطرح شده از سوی مصاحبه­شوندگان بوده­اند.

2- جنبه­های اقتصادی، اشتغال و تولید: مواردی مانند تأمین ما­یحتاج زندگی بصورت آسان، دسترسی به باغات و مراتع، اشتغال به فعالیت­های گوناگون کشاورزی، دامداری و باغداری، قناعت مردم، وجود امکانات و خدمات نسبی، داشتن روحیه تولیدی(اقتصادی)و ... از جمله توجیهات مطرح شده در این زمینه بوده­اند.

3- دلایل محیطی و زیست محیطی(جغرافیایی و ...): برخی از روستائیان به مسائل و شرایط جغرافیایی و محیط زیستی نیز توجه داشته­اند و مواردی مانند آب و هوای خوب و موقعیت مناسب، وفور آب، جاذبه­های طبیعی منحصر ­به ­فرد، و وجود طبیعت بکر و زیبا را در توجیه صحبت­ها و نظرات خود بیان نمود­اند. 

 

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران